سوارکاری به معنای نشستن بر پشت یک اسب و کنترل حرکات آن میباشد. ویژگی این ورزش این است که انسان و مرکب (معمولاً اسب) را متحد می سازد، بنابراین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائل اند، بستگی دارد. برای شروع به یادگیری سوارکاری نیاز به هیچ دانش و مهارت قبلی ای نیست، با این حال به دلیل قدرت جسمی و ذهنی که کنترل کردن اسب نیاز دارد، به کودکان زیر ۷ سال توصیه نمی شود.
اولین گام یادگیری سوارکاری، یادگیری ارتباط برقرار کردن با اسب است. سوارکار باید بتواند خلق وخوی اسبی را که قرار است سوار شود درک کند و با او به خوبی ارتباط برقرار کند، تا اسب فرمان های او را بهتر درک کند و انجام دهد. اسب با انسان متفاوت است و همین تفاوت است که باعث جذابیت این رابطه می شود. هرچه بهتر بتوانیم طرف مقابلمان را درک کنیم و یادبگیریم که غرایز او را بفهمیم، رابطه ما بهتر می شود. رفتار پر از ترس اسب مغرضانه نیست، بلکه یک واکنش طبیعی برای حفاظت از خودش است. اگر بتوانیم این احساس را در اسب ایجاد کنیم که ما از او حفاظت می کنیم، به ما اعتماد می کند و دیگر از هر فرصتی برای فرار استفاده نمی کند. با این حال حتی وقتی به ما اعتماد می کند، باز هم اسب حیوانی است که به طور طبیعی در گله به سر می برد. در موقعیت های هراس آور نیز همواره به گله می پیوندد.
سوارکار می تواند از روی حرکات و برخی از اعمال اسب متوجه منظور او شود. حرکات گوش های اسب در این مورد بسیار مؤثر است. به طور مثال، هنگامی که اسب گوش هایش را به سمت جلو می چرخاند و سرش را بالا می گیرد، به این معناست که صدایی او را نگران کرده است و او بادقت در حال پیدا کردن منبع صداست. یا هنگامی که اسب گوش هایش را در جهات مختلف می چرخاند و حرکت می دهد، به این معناست که با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوش های مایل به سمت پایین در دو طرف سر اسب، نشان دهندهٔ تسلیم شدن و اطاعت اسب هستند. البته این حالت گوش ها در صورتی که لب ها به سمت پایین افتاده باشند، نشانهٔ خواب آلودگی است. اسبی که گوش هایش را می چرخاند و زبانش را بیرون می آورد، قصد سربه سر گذاشتن و بازی با سوارکار را دارد. اگر اسب گوش هایش را به سمت جلو مایل کند و سرش را کمی خم کند، یعنی به سوارکار (یا هر کس دیگری) اعتماد دارد. اگر گوش هایش را به سم عقب بچرخاند، یعنی چیزی باعث بی اعتمادی یا عصبانیت و ناراحتی او شده است. در صورتی که گوش هایش را به سمت عقب بخواباند، یعنی بسیار خشمگین است یا این که به شدت ترسیده است. در این صورت اسب می تواند بسیار خطرناک باشد و حمله کند. حرکت سر و پاهای اسب نیز می توانند در درک منظور او کمک کنند. اسبی که سرش را کمی پایین می آورد و ناگهان به شدت تکان می دهد، بدخلقی خود را نشان می دهد. هنگامی که پاهای جلویش را بر زمین می کوبد، عصبانیت یا بی قراری خود را ابراز می کند، در حالی که وقتی اسب پاهای عقبش را بر زمین می کوبد، می خواهد بفهماند که چیزی باعث ناراحتی او شده است (مثلاً مگس و…).
برای رزرو سالن مشهد به سایت اسان اسپرت مراجعه کنید.
اسب سواری واقعا عضلات هسته ای را قوی می کند به طوری که ثبات تنه را حفظ کند: ماهیچه های شکمی، پشت و لگن. با این حال، این فقط باعث قوی شدن آن نمی شود بلکه هماهنگی و ثبات آن را نیز بیشتر می کند. همراه با عضلات اصلی، ران داخلی و عضلات لگن هم بیشترین تمرین را می کنند؛ هنگامی که سوارکار موقعیت خود را تنظیم می کند. همچنین مزایای ذهنی زیادی برای اسب سواری وجود دارد. نه تنها شما واقعا در مورد خودتان یاد می گیرید، چون زمانی را برای تربیت یک اسب تجربه می کنید، بلکه همچنین می تواند تاثیرات مدیتیشن هم برای شما داشته باشد. چرا که در بازه ای از زمان تمام تمرکز شما بر روی ماندن بر اسب است.
پژوهشی در سال 2009 با هدف بررسی تاثیر اسب سواری بر اختلال عملکرد جنسی و مشکلات مجاری ادراری (از قبیل مثانه، اسفنکتر ادراری و پروستات در مردان) و مقایسه آن با دیگر ورزش ها (که تاثیر کمتری بر مجاری ادراری و تناسلی مردان می گذارند) صورت گرفت. در این پژوهش وجود و یا خطر ابتلا به اختلالات عملکردی جنسی و مشکلات ادراری در بین اعضای باشگاه های اسب سواری و باشگاه های شنا مورد بررسی قرار گرفت. همچنین عادت های دوچرخه سواری هم به عنوان یک فاکتور گمراه کننده نیز در نظر گرفته شد. نتایج حاصل بدین شرح بود که اسب سواری تاثیر قابل توجهی بر اختلالات عملکرد جنسی و مشکلات مجاری ادراری در مردان ندارد. نتیجه مشابهی هم در مورد خانم ها به دست آمد. همچنین مشخص شد که اسب سواری می تواند موجب کاهش استرس بی اختیاری ادرار شود. در صورتی که سوارکار در حال حاضر درد پشت و کمر داشته باشد (پیش از شروع سوارکاری)، سوارکاری می تواند به قدر کافی برای او خطرناک باشد و بهتر است در این رابطه با پزشک خود مشورت کنید. در بسیاری از موارد پشت درد در سوارکاران به دلیل موقعیت غلط بدن در حین سوارکاری ایجاد می شود.
این مورد به خصوص برای تازه کارهای بیشتر بروز پیدا می کند چرا که آن ها در ابتدا به دلیل ترس و استرس، سر، پشت، گردن و لگن خود را سفت می کنند و این بیشتر موجب بروز کمردرد می شود. همچنین در تمام انواع راه رفتن های اسب، یورتمه از همه برای درد پشت بدتر است. چرا که حتی اگر ماهیچه های بالا و پایین هم بتوانند مقداری از ارتعاش را جذب کنند بازهم ستون فقرات تحت فشار شدیدی قرار خواهد گرفت. برای همین به افرادی که از درد پشت رنج می برند، توصیه می شود که از سوارکاری در حالت یورتمه دوری کنند.
منبع:
https://saednews.com/fa/post/ashnaii-ba-vrzsh-asb-soari-foaid-v-mzrat-in-vrzsh
باشگاه تیم لیورپول ، باشگاه فوتبال حرفه ای است که در مرکز لیورپول انگلستان بنا شده و مستقر است. این تیم علاوه بر این که همیشه در لیگ برتر کشور انگلستان حضور دارد و و افتخاراتی برای خود کسب کرده است. لیورپول با بطور مشترک هجده بار عنوان قهرمانی در (بالاترین سطح) لیگ،هفت جام حذفی، هشت جام اتحادیه و پنج جام قهرمانی باشگاههای اروپا که رکوردی برای یک باشگاه انگلیسی محسوب می شود، کسب کرده است.
این باشگاه در سال ۱۸۹۲ تأسیس گردید و به سرعت در فوتبال انگلستان به تیم قدرتمندی بدل شد که بین سالهای ۱۹۰۰ و ۱۹۴۷، پنج بار قهرمان لیگ شد. با این وجود، لیورپول طی اواخر دهه ۱۹۵۰میلادی هفت سال را در لیگ دسته دوم سپری کرد و تا سال ۱۹۵۹ که بیل شنکلی به مربیگری این تیم منصوب شد نتوانست به دسته بالاتر صعود کند. بازیکنان تیم در زمین به طور سنتی پیراهنهای سفید و قرمز می پوشیدند اما در دهه ۱۹۶۰ لباس تیم کاملاً قرمز رنگ شد.
این تیم تحت مدیریت بیل شنکلی ، تیم باشگاهی لیورپول سه جام قهرمانی در لیگ، دو جام حذفی و یک جام یوفا ، که یکی از اولین جام های اروپایی محسوب می شد بدست آورد. تیم لیورپول طی ۳۰ سال گذشته یکی از پر افتخار ترین و موفق ترین تیم های انگلستان و اروپا بوده است. آنها بین سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۸۴ چهار بار به مقام قهرمانی باشگاههای اروپا دست یافته اند. باشگاه طی دهه ۱۹۹۰ دچار افت شد اما با کسب سه جام قهرمانی در سال ۲۰۰۱ و پنجمین جام قهرمانی باشگاههای اروپا دوباره مطرح گردید.
فاجعه ای که در وزشگاه هیسل رخ داد باعث بد نام شدن این باشگاه در سطح اروپا شد چرا که در این حادثه ۳۹ نفر از هواداران تیم فوتبال یوونتوس به دنبال فرار از هواداران تیم فوتبال لیورپول کشته شدند.
و همچنین در چهار سال دیگر باشگاه شاهد فاجعه ای دیگر بود.در سانحه هیلسبورو ۹۶ هوادار لیورپول تحت فشار هجوم تماشاگران بین حصار ورزشگاه کشته شدند. به یاد قربانیان جان باختگان حادثه هیلسبورو دو شعله فروزان به علامت باشگاه اضافه شد. هر دو فاجعه اثرات و واکنشهای وسیعی بر فوتبال انگلیس و اروپا و خود باشگاه تا به امروز در پی داشت.
باشگاه فوتبال لیورپول از زمان تشکیل آن در ورزشگاه آنفیلد بازی کرده است اما برنامههایی در دست است که ورزشگاه جدیدی در استنلی پارک ساخته شود که قرار بود تا سال ۲۰۱۱ ساخته شود اما به دلیل شرایط نامساعد اقتصادی ساخت آن به تعویق افتاده است. لیورپول پایگاه هواداری بزرگ و وسیعی در سراسر جهان دارد که در مقابل چند باشگاه دیگر رقابت قدیمی دارد. لیورپول شدیدترین رقابتها را با باشگاههای فوتبال منچستر یونایتد و اورتون، که معمولاً با این تیم دربی مرزی ساید را برگزار می کند، دارد.
تاریخچه تاسیس این باشگاه کاملا مرتبط با رقیب هم محلی آن یعنی تیم اورتون ، و یک کارخانه دار ثروتمند به نام جان هولدینگ است. وی در محل آنفیلد رود زمینی را به تیم اورتون اجاره داد که این باشگاه از آن پس در آن ، بازی های خانگی اش را برگزار می کرد.
برای اجاره زمین چمن مصنوعی و زمین چمن مصنوعی تهران به آسان اسپرت مراجعه کنید.
با قهرمانی در لیگ در سال ۱۸۹۱ و همچنین کسب اولین موفقیتهای بزرگ، به وجهه و محبوبیت تیم به میزان زیادی افزوده شد. در سال ۱۸۹۲ هولدینگ اجاره زمین را بالا برد. آنها تصمیم گرفت آنفیلد رود را ترک کنند و یک زمین در آن نزدیکی بخرند تا از آن پس بازیهای خانگیشان را در آن انجام دهد. پس از آن، جان هولدینگ باشگاه لیورپول اف.سی را تاسیس کرد که در ورزشگاه آنفیلد بازی میکرد.
سال اولی که تیم لیورپول تشکیل شد یعنی سال ۱۸۳۲ ترکیب آن فقط از بازیکنانی اسکاتلندی تشکیل شده بود که این بازیکنان با پیراهن های آبی سفید بازی می کردند و رنگ پیراهن آن ها در سال ۱۸۹۴ به قرمز تغییر پیدا کرد. اولین رویارویی با اورتوننیز پس از صعود لیورپول از دسته سوم به یکم در دو سال بعد اتفاق افتاد. لیورپول اولین فصل بازی در لیگ دسته اول را با ایستادن در انتهای جدول به پایان برد و دوباره به دسته دوم صعود کرد، برخلاف اورتون که در آن فصل، نایب قهرمان لیگ شد.
در سال بعد ، تیم لیورپول در رقابتی سخت و نفس گیری که با تیم منچسر سیتی داشت این تیم را پشت سر گذاشت و برای بار دیگری به دسته اول راه پیدا کرد.پس از آن سال تیم لیورپول جایگاه خود را در لیگ انگلستان تثبیت کرد و همچنین این تیم توانست در سال ۱۹۰۱ برای اولین بار قهرمان لیگ برتر انگلستان شود. بعد از سقوط به دسته دوم، این تیم یک بار دیگر درسال ۱۹۰۶ به عنوان تیم صعودکننده به دسته یک، قهرمان این لیگ شد.
در شروع فصل، اورتون بیشترین شانس قهرمانی را داشت، و همگان انتظار داشتند تا لیورپول در جام حذفی به قهرمانی برسد. همه چیز دقیقا برعکس شد، لیورپول قهرمان لیگ شد و جام حذفی به اورتون رسید. این دو باشگاه همشهری، سه بار موفق شدهاند که در یک فصل، هردو جام را به شهر خود ببرند، موفقیتی که یک بار نیز نصیب منچستر یونایتد و منچستر سیتی، و یک بار نیز نصیب دو تیم همشهری آرسنال و تاتنهام هاتسپر شده است.
تیم لیورپول پس از دومین قهرمانی اش در لیگ برتر انگلستان جایگاه خود را محکم کرد، اما در سال های دیگر این تیم نتوانست به موفقیتی دست یابد. آن ها تا قبل از این که جنگ جهانی اول رخ دهد، نقش تقریبا متوسطی در لیگ برتر انگلستان داشتند ، اما به هرحال توانستند درسال ۱۹۱۴ برای اولین بار به فینال جام اتحادیه برسند. جالب توجه، پیروزیهای بزرگ لیورپول بعد از صعود ( مانند سال ۱۹۰۶)، یا به
عبارتی بعد از آغاز به کار دوباره لیگ پس از دو جنگ جهانی است. این تیم بعد از جنگ جهانی اول، ابتدا دوبار در لیگ چهارم شد، قبل از اینکه درسال ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ عنوان قهرمانی را به دست آورد. بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی، پنجمین عنوان، و در دومین سال بعد از صعود دوباره ( در سال ۱۹۶۲)، ششمین عنوان قهرمانی خود را کسب کرد.
از آن به بعد این تیم به صورت دائم در لیگ برتر حضور یافت و حدود ۱۲ قهرمانی بدست آورد و برای تقریبا ۵ مرتبه در مکانی بعد از رده پنجم جدول قرار گرفت ، مربی این تیم در دهه ۱۹۶۰ ، بیل شنکلی اسطوره فوتبال انگلیس بود که باشگاه به شکل یک تیم قهرمان درآورده و یک بار گفته بود: ” بعضیها فوتبال را نبرد مرگ و زندگی میدانند. من این نظریه را نمیپسندم. من به شما اطمینان میدهم که فوتبال خیلی جدیتر از اینها است.” در سرلوحه فلسفه او نیز گروه قرار داشت. برای او نظم و انضباط، روحیه جنگندگی و یکی بودن با باشگاه مهم بود.
یکی از موفقیت آمیر ترین سال های این تیم در تاریخ باشگاه آن ،سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۵ بود که این تیم تحت مربیگری باب پیسلی بود که که هدایت او و بازی خوب تیم لیورپول همانند زمان مربیگری بیل شنکلی بود.بازیکنان معروف آن زمان این تیم عبارت بودند از مارک لارنسن ، گرام سونس، یان کالاگان، فیل نیل، کوین کیگان، جان توشاک، کنی دالگلیش و یان راش .
لیورپول در رقابتهای ملی در ۱۸ سال، ۱۲ بار قهرمان شد. این مسیر قهرمانی در سال ۱۹۷۳ با غلبه بر بوروسیا مونشن گلادباخ و قهرمانی در جام یوفا، به تمام اروپا گسترش یافت. اتفاقا در سال ۱۹۷۷ در رم هم که لیورپول برای اولین بار قهرمانی در جام باشگاههای اروپا را به دست آورد، همین تیم آلمانی حریفش در فینال بود. لیورپول در سالهای ۱۹۷۸ در مقابل بروژ، ۱۹۸۱ در مقابل رئال مادرید، ۱۹۸۴ برابر آ. اس. رم و ۲۰۰۵ برابر آث میلان هم قهرمان اروپا شد.
منبع: